امید یعقوبی ، طراح و انیماتور
امید یعقوبی

مسابقه تخصصی Portrait Illustration

08:01, 1389/04/31 .. 0 نظرات .. لينك

مسابقه تخصصی Portrait Illustration



به نقل از گل آقا

18:16, 1389/04/15 .. 0 نظرات .. لينك

گل آقا - علی زراندوز

به نقل از سایت گل آقا

18:29, 1389/02/22 .. 0 نظرات .. لينك



WOLFMAN

16:08, 1389/01/18 .. 0 نظرات .. لينك

یک فیلم ترسناک با جلوه های بصری جذاب !



بهرام عظیمی

16:22, 1389/01/17 .. 0 نظرات .. لينك

احتمالاً بيشتر شما بهرام عظيمي را به عنوان سازنده انيميشن‌هاي راهنمايي و رانندگي مي‌شناسيد و شايد هم بدانيد كه در حال حاضر مشغول ساخت انيميشن سينمايي تهران 1500 است. اما بد نيست بدانيد او در زمينه فيلمنامه‌نويسي هم صاحب اولين تجربه سينمايي خود شده؛ آن هم از نوع ترسناكش! آل، فيلمي است كه توسط بهرام بهراميان كارگرداني شده، علي معلم تهيه كننده آن است و فيلمنامه‌اش توسط بهرام عظيمي نوشته شده و بازیگرانش هم مصطفی زمانی (یوزارسیف!)، آنا نعمتی، همایون ارشادی و هنگامه حمیدزاده می‌باشند

بهرام عظيمي در نوجواني ترسو بود یا شجاع؟
ترسو بودم! اما الان ديگر نمي‌ترسم. من تا 12 سالگي در يك شهر کوچک دور افتاده در شمال كشور زندگي مي‌كردم و تا نزديك‌ترين خانه به منزل ما، 300 متر فاصله بود. اطرافمان هم جنگل بود. آنجا روزهاي زيبا ولي شبهاي ترسناكي داشت. پدرم مدير يك كارخانه چاي سازي بود و ما سالها در آنجا زندگي كرديم. در شمال الان هم صحبت درباره جن و روح زياد است و شما كسي را پيدا نمي‌كنيد كه در اين باره تجربه يا خاطره‌اي نداشته باشد. از طرفي من به تماشاي فيلم ترسناك علاقه زيادي دارم و همين ترسو بودن و علاقه به فيلم ترسناك باعث شد به سمت فيلمنامه‌نويسي بروم. هر چند كه ممکن است فيلم آل جدای از اینکه خیلی جذاب است خيلي مردم را ‌نترساند ولي من سعي كردم فيلم، ترسناك از آب دربيايد.

اصلاً چطور شد رفتي سراغ آل؟
وقتي فيلم شب بيست‌ويكم را ديدم توجهم به آل جلب شد و تحت تأثيرش قرار گرفتم  اصلاً عاشق شخصيت آل شدم. آل موجودي است كه بر اساس باور عامه مي‌آيد و بچه زن حامله را مي‌برد. البته روايت‌ها درباره اين كه شخصيت آل چطور بوجود آمده زياد است و يكي هم اين است كه چون در زمانهاي قديم قابله‌ها بهداشت را رعايت نمي‌كردند، مادر يا بچه سر زا از دنيا مي‌رفتند و آنها اين شخصيت را درست كردند كه برايش دليل بتراشند. از نظر قيافه، آل زن خيلي خيلي قد بلند با موهاي قرمز و بلند است كه صورتش هم قرمز و دماغش از جنس گِل است.

در طرح اوليه‌ات هم سراغ فيلم بلند رفته بودي؟
نه! طرح اوليه كه حدوداً چهار سال پيش تهيه شد، يك فيلمنامه كوتاه براي انيميشن بود. طرحم را بردم پيش علي معلم و گفتم اگر مي‌خواهد تهيه‌كننده‌اش شود تا يك انيميشن ترسناك جشنواره‌اي بسازيم . وقتي علي معلم طرح را خواند گفت از آن خوشش آمده و پيشنهاد كرد آن را براي كار زنده سينمايي بنويسم. با استفاده از تجربه و راهنمايي هاي او فيلمنامه را نوشتم و بعد هم سه بار بازنويسي‌اش كردم. داستان فيلم درباره زن و شوهري است كه به خاطر كارشان از تهران به ارمنستان مي‌روند و آنجا آل سراغ آنها می آید. جالب اينكه در فرهنگ عامه ارمنستان هم آل وجود دارد كه البته از ايران به آنجا رفته.
به نظر خودت اگر طرح به صورت انيميشن ساخته مي‌شد بهتر از آب در نمي‌آمد؟
سينما كلاس ديگري دارد. مخاطبش هم بيشتر است. البته من احساس می‌كنم اگر انيميشن مي‌شد هم مي‌توانست خوب و بي‌رحمانه باشد. در فيلم، عوامل تهيه كننده چون با مخاطب عام سرو كار دارند يك جاهايي دچار خود سانسوري مي‌شوند. در انيميشن از اين لحاظ دست من باز تر بود و نتيجه كار ،يك انيميشن جشنواره‌اي خاص و خوب مي‌شد. الان هم پشيمان نيستم چون آل، اولين فيلمنامه بلندي است كه نوشتم و در ساخت آن افتخار همكاري با عوامل حرفه‌اي سينما را پيدا كردم.

كمي از بحث‌هاي ترسناك خارج شويم...تعطيلات نوروز را چه‌طور مي‌گذراني؟
مسافرت مي‌روم. من در نوجواني سفر نرفتم و تقريباً از وقتي ازدواج كردم تعطيلات نوروز و تابستان با خانواده ام به مسافرت مي‌روم. البته قديم‌ها مسافرت در عيد اين‌قدر باب نبود و سفر عيد، همين رفت‌وآمد بين فاميل بود.

از عيد‌هايي كه در نوجواني گرفتي بگو...
به جز پدر و مادر و يكي دو نفر دیگر، تقريباً كسي به ما عيدي نمي‌داد. مقدارش هم الان خنده‌دار است، هر چند كه آن موقع رقم كمي نبود. بيشترين رقمي كه يادم هست عيدي گرفتم 100 تومان بوده. بيشتر عيدي‌ها اسكناس‌هاي 10 و 20 توماني بود. تومانش را حتما بنويسید كه بچه‌ها فكر نكنند منظورم هزار تومان است! البته در شمال رسم نبود عيدي پول بدهند و همسايه‌ها بيشتر به ما تخم‌مرغ و تخم اردك و غاز عيدي مي‌دادند!. البته ما خودمان در منزل مرغ داشتيم ولي همين كه اين تخم‌ مرغها را به عنوان عيدي مي‌گرفتيم خيلي لذت می بردیم. آخر سر هم با بچه‌ها كل كل داشتيم كه چه كسي بيشتر تخم مرغ و اردك عيدي گرفته.
آن زمان عيد واقعاً لذت داشت. الان نوروز لذتي براي من ندارد و شايد تنها كيفش همين مسافرت باشد كه مي‌بينم بچه‌هايم در آن شاد مي‌شوند. البته هنوز هم عيدها پيش پدر و مادرم مي روم و از آنها عيدي مي‌گيرم!
توضیح > گفتگو : علی زراندوز - برگرفته از سایت گل آقا




{ مطالب جديدتر } { صفحه 1 از 3 } { مطالب قديمي تر }
درباره من

نام: امید یعقوبی
ايميل: nograph2005@yahoo.com
آخرين مطالب ارسالي
دسته بندي موضوعي
پيوندها

RSS 2.0
قالب هاي وبلاگ هاي ساتُم

قدرت گرفته از
انيماتورهاي ايران