دعوت از امید یعقوبی برای شرکت در همایشی در سیاتل آمریکا
17:50, 1388/12/10
..
0 نظرات
..
لينك

همایش گروه کاربران نرم افزار ZBrush در سینما LINCOLN SQUARE سیاتل در هفتم مارس 2010 برگزار می شود .
سخنرانان همایش :
JEFF FELIGNO ( CHARACTER MODELER , SUCKERPUNCH )
JOEL MONGEON ( LEAD ARTIST , MICROSOFT RESEARCH AND DEVELOPMENT )
STEVE JUBINVILLE ( LEAD CHARACTER ARTIST , MEDUZARTS )
نرم افزار ZBrush توانایی ها و کاربردهای فراوانی در زمینه طراحی کاراکتر دارد . از امید یعقوبی برای شرکت در این همایش از طرف کمپانی سازنده این نرم افزار Pixologic دعوت بعمل آمده است .
AVATAR
11:58, 1388/12/06
..
0 نظرات
..
لينك




Images © Twentieth Century Fox
اسپیلبرگ از تن تن می گوید
11:29, 1388/12/06
..
0 نظرات
..
لينك
این هفته، نشریه ی لس آنجلس تایمز گفتگوی کوتاهی با “استیون اسپیلبرگ” انجام داده است در رابطه با فیلم ” تن تن – رازاسب شاخدار The Adventures of Tintin: The Secret of the Unicorn “ ، که به کارگردانی اسپیلبرگ و تهیه کنندگی ” پیترجکسون Peter Jackson ” در حال ساخته شدن است. وبلاگ لس آنجلس تایمز نیز این گفتگو را منتشر کرده است که میتوانید ترجمه آنرا در زیر بخوانید:
استیون اسپیلبرگ می گوید که تنها به یک دلیل او مصمم شده است فیلم ” تن تن – راز اسب شاخدار” را با استفاده از تکنولوژی “ پرفورمنس کپچرperformance-capture “ یا همان ” موشن کپچر” و به همان شیوه ای که امسال جیمز کمرون James Cameron فیلم پر سر و صدایش یعنی آواتار Avatar را ساخت، بسازد.
اسپیلبرگ با اشاره به ” هرژه Hergé ” ( خالق تن تن) که در سالهای پیش از جنگ جهانی دوم، با خلق ماجراهای تن تن و سگ سرکش او برفی(میلو در نسخه فرانسوی کتاب) توانست به رکورد فروش بیش از دویست میلیون نسخه برسد می گوید : “ من فکر کردم که شاید تنها با این روش بتوان حق مطلب را در مورد هنر ” هرژه ” بجا آورد و بتوان تا حد ممکن فیلم را به فضا سازیها و ایده های او نزدیک کرد.”
اسپیلبرگ ادامه می دهد: ” هرژه داستانهایی در مورد شخصیتهایی تخیلی خلق کرد که در دنیایی واقعی زندگی می کنند. او داستانهایش را در فضاهایی واقعی و حقیقی خلق می کرد و برای درک بیشتر از سرزمینهایی که در ماجراهای تن تن بکار می گرفت، از مجلات نشنال جئوگرافیک National Geographic استفاده می کرد. شخصیتهای ماجراهای تن تن نیز لباسهای معمولی و روزمره به تن دارند اما اگر قرار باشد همین لباسهای معمولی و فضاهای واقعی در یک فیلم زنده معمولی اجرا شوند، نتیجه ممکن است برای بیننده ی علاقمند ، کمی مایوس کننده یا حتی عصبانی کننده باشد. به نظر می رسد که اجرای شخصیتها، لباسها و مکانها بصورت دیجیتال و با استفاده از تکنولوژی “پرفورمنس کپچر” کارایی بیشتری داشته باشد”.

روش کار بدین ترتیب است که بازیگران لباسهای ویژه ای به تن می کنند که از نشانگرهای درخشانی پوشانیده شده اند.کوچکترین حرکات بدن بازیگران بوسیله ی همین نشانگرها به بیش از یکصد دوربین منتقل می شوند.بازیگران همچنین کلاههای ویژه ای بر سر میگذارند که به دوربینی در نزدیکی آرواره ی بازیگر متصل است و بدینوسیله جزئی ترین حرکات چهره ی بازیگر نیز ضبط و تعقیب می شود و به کمک این ابزار خاص و بسیار حساس، دیگر از آن نگاههای مرده و چهره های بی احساس و بی حالتی که در شخصیتهای فیلمهای “پرفورمنس کپچر”ی قدیمی تر می دیدیم خبری نخواهد بود.نهایتا تمامی اطلاعات ضبط شده توسط دوربینها ، به کامپیوترهای مخصوص منتقل میشوند تا در ساخت نسخه ی دیجیتالی شخصیتهای فیلم، مورد استفاده قرار گیرند.حالا کارگردان، مثلا اسپیلبرگ، قادرخواهد بود حتی مدتها پس از اینکه بازیگران صحنه ی فیلمبرداری را ترک کردند، پشت کامپیوتر بنشیند و مکان دوربینها، زوایای آنها ، اندازه ی نما ها و بسیاری از گزینه های دیگر را به دلخواه تغییر دهد و اصلاح کند.
حتی برای کارگردان فیلمهایی چون ئی تی E.T.: The Extra-Terrestrial ، پارک ژوراسیک Jurassic Park و فهرست شیندلر Schindler’s List نیز، استفاده از “موشن کپچر” یک تحول بزرگ به شمار می آید :
” تحسین برانگیز است، این تکنولوژی مرا بیش از هر زمان دیگری به یک نقاش شبیه کرده است تا فیلمسازی که همیشه بوده ام. حالا میتوانم کارهای بسیاری را انجام بدهم که تا امروز بعنوان یک کارگردان قادر به انجام آن نبوده ام.به کمک این سیستم من میتوانم شخصیتها و ماجراهایم را در یک دنیای مجازی “نقاشی” کنم، و تمام اینها به کمک دستگاهی انجام می گیرد که قابل کنترل با دست است و از لحاظ اندازه، فقط سه برابر یک دستگاه بازی ایکس باکس X Box است.”
در جریان فیلمبرداری ، اسپیلبرگ قادر بود از طریق یک مانیتور و بصورت زنده و همزمان، کاراکترهای فیلمش را در صحنه های مجازی ببیند که همگام با بازیگران زنده در استودیو بازی می کنند.او واقعا تحت تاثیر امکانات و قابلیتهای این پدیده ی جدید واقع شده است : “حیرت آور است . در برابر دوربین های ما، اندی سرکیس Andy Serkis( بازیگر) در حال راه رفتن است و کمی آنطرف تر ، در درون مانیتور، این کاپیتان هادوک است که در حال قدم زدن در خیابانهای بلژیک است ! نه تنها حرکات و احساسات بازیگران به مدلهای دیجیتالی منتقل می شوند،بلکه تمام وقایع در درون یک دنیای کاملا سه بعدی رخ می دهند.”
به کمک جیمی بل Jamie Bell ( بازیگر)، اعضای تیم موفق شدند یک تن تن کاملا شبیه به آنچه که هرژه خلق کرده بود بسازند. اسپیلبرگ در این رابطه می گوید: ” اگر تن تن بر روی پرده بتواند حسی در شما برانگیزد، فراموش نکنید که این جیمی بل بود که روح و احساسات و حتی فیزیک بدنش را در اختیار تن تن گذاشت.”
بازیگرانی که در فیلم تن تن بازی می کنند عبارتند از : جیمی بل در نقش تن تن ، اندی سرکیس در نقش کاپیتان هادوک و دنیل کرگ Daniel Craig ” در نقش راکهام سرخپوش . فیلم به تهیه کنندگی پیتر جکسون ساخته می شود و بخشهای انیمیشنی آن در استودیوی شخصی جکسون ، ویتا ویزاردز Weta wizards اجرا می شودو فیلم برای اکران در سال 2011 آماده می شود.
مترجم : مهبد بذرافشان
منبع : http://latimesblogs.latimes.com
یادداشت ...
15:20, 1388/11/27
..
2 نظرات
..
لينك
سلام به همه اعضای خوب و محترم انیماتورهای ایران .
من تا 5 ماه دیگه بمدت 2 سال ایران را ترک می کنم . دوری از وطن برام دردناکه اما وقتی می بینم که به عنوان یک ایرانی می توانم برای همه مفید باشم احساس خوشحالی می کنم . بدلیل اینکه در این دو سال مشغله کاریم خیلی زیاد می شه قصد دارم در این مدت کوتاهی که در ایران هستم فعالیتم رو در فضای مجازی زیادتر کنم و نظر دیگران رو در مورد کارهام بیشتر بدونم و از این نظرات استفاده کنم . لذا ممنون می شم از کسانی که بعد از ارسال آثارم نظرات ارزشمند خودشون رو بهم بگن . پس منتظر کارهام باشید ......... با سپاس . امید یعقوبی
آدم زمینیهای بدجنس متجاوز ضعیفکش به روایت کامرون!
15:32, 1388/11/01
..
1 نظرات
..
لينك
«آواتار، نزول حق است در عالم محسوسات». اوپانيشادها
در تاريخ سينما فیلمهایی وجود دارند که ساختشان، پيشرفت فني و هنري زیادی در اين رشته هنري ایجاد کرده و به نوعی میتوان آنها را شروع تکنیکها و ایده های تازه در سینما دانست. مثلا
اورسن ولز در فيلم «
همشهري كين» نشان داد كه زاويه دوربين و تراولينگ چقدر اهميت دارد. مجموعه «
جنگ ستارگان» تكنولوژي را در سينما چند پله جلو برد و انیمیشن «
داستان اسباببازي» آغازي بود بر ساخت انیمیشنها و فيلمهاي سه بعدي دیگر. و حالا می توان گفت فيلم «
آواتار» تحول جديدی در استفاده از تكنولوژي جديد و فوق پيشرفته در سينما ایجاد کرده است.
آواتار از آن دسته فيلمهاست كه براي ديدنش حتماً بايد به يك سينماي مجهز به صداي دالبي و پخش تصاوير سه بعدي رفت. در غير اينصورت بخش زیادی از لذت ديدن این فيلم از دست ميرود. آواتار فيلمي تركيبي (شخصيتهاي زنده و كامپيوتري) است که موضوعي جالب و نسبتاً بديع دارد. تا قبل از ساخت این فیلم، هرگاه فيلمي علمي ـ تخيلي درباره آدم فضاييها ساخته ميشد، آدم فضاييها را به عنوان مهمانهايي ناخوانده در زمين ميديديم كه عمدتاً مشغول تخريب و آدمكشي هستند. از جمله اين فيلمها ميتوان به: «مريخ حمله ميكند»، «جنگ دنياها»، «روز استقلال» و... اشاره كرد. در اين فيلمها آدمهاي فضايي مردماني به غايت پيشرفته و وحشي به شمار ميآيند كه آنقدر پيشرفتهاند كه كسي در روي زمين قادر به مقابله و ايستادگي در برابر آنها نيست. البته گاهي اوقات و در برخی فیلمهای دیگر، موجودات فضايي آنقدرها هم وحشتناك نيستند و میشود با آنها مختصری احوالپرسی کرد؛ مانند «
برخورد نزديك از نوع سوم»، «
ايتي» و...در این آثار، موجودات فضایی تنها آمدهاند تا با ما آشنا شوند. تنها موردي كه انسانها باعث تغييرات منفي در سيارهاي دیگر ميشوند و موجودات ساکن آن را به دردسر میاندازند، فيلم «
سياره ميمونها» است كه البته آنهم ناخواسته است.
اما در «آواتار» شاهديم كه انسانها در سيارهاي ساكن شدهاند و مشغول غارت آن هستند. نيروهاي زميني عمدتاً نظاميان هستند و تعداد اندكي دانشمند هم در میان شان دیده میشود. ميزانسن فيلم در كمپ زمينيها به گونهاي است كه جنگ ويتنام را به ياد ميآورد؛ بخصوص لحظاتي كه انسانها با خونسردي دست به كشتار فضاییها ميزنند. زمان آغاز داستان برميگردد به سال 2154 در سيارهاي دور دست به نام «پاندورا». جايي كه انسانها مشغول غارت و استثمار معادن ارزشمند اين سياره هستند. ساكنين سياره «ناوي» ناميده ميشوند. «ناويها» نژادي هستند شبه آدميزاد. البته با قدي بسيار بلندتر، دمي در پشت سر (که احتمالا آنرا پس از شنیدن دروغهای شاخداری که آدمیزاد در کمتر از چند ثانیه سر هم میکند و با قیافهای معصوم و سرشار از صداقت بیان میکند، درآوردهاند) و زباني مخصوص به خود. در اين ميان دانشمندان زمینی با دستكاري های ژنتيكی موجوداتي شبيه «ناوي» ها میسازند که آواتار نام دارند. آواتارها از راه دور توسط ذهن كنترل ميشوند. اما داستان فيلم زمانی هیجان انگیزتر میشود كه يكي از آواتارهايي كه به محل زندگي ناويها فرستاده شده تا از نزديك با خصوصيات و زندگي آنها آشنا شود با دختري ناوي به نام «نيتيري» آشنا ميشود. اين آواتار توسط انتقال امواج ذهني توسط دانشمندي به نام «جكي سالي» كنترل ميشود. نيتيري آواتار تازه وارد را نزد قبيله خودش ميبرد. در آن جا متوجه ميشويم كه ناويها هنوز در عصر تير و كمان بسر ميبرند. بسياري از ويژگيهايي كه در ناويها ميبينيم به سرخپوستان شباهت دارد. پس از مدتی آواتار و نيتيري عاشق و دلباخته همديگر ميشوند. انسانها بزودي تصميم ميگيرند تا كار اهالي اين دهكده را تمام كنند و اينجا است كه آواتار به كمك ناويها ميآید و فضایها جنگ نابرابری را با انسانها (به رهبري كنلل ميلز كوارتيچ) آغاز ميكنند. جنگ تير و كمان در برابر پيشرفتهترين ماشينآلات جنگي در ابتدا بيشتر به يك شوخي شبيه است. اما زماني كه شكست كامل و نابودي ناويها به نظر نزديك ميرسد، با كمك آواتار و همكاري ديگر جانواران ساكن سياره ناويها سرانجام انسانها را شكست داده و از سيارهشان بیرون ميكنند.
كارگردان آواتار «
جيمز كامرون» است که از متخصصان استفاده از جلوههاي ويژه در سينما است. اين كارگردان، تهيه كننده و فيلمنامهنويس كانادايي، با ساخت فيلم «
ترميناتور» در سال 1984 وارد سينماي حرفهاي آمريكا شد و نشان داد كه به ساخت فيلمهاي علمي - تخيلي، عظیم و گران قیمت علاقه زیادی دارد. از ديگر فيلمهاي او میتوان به «
ترميناتور2»(1992)، «
دروغهاي حقيقي» (1994) و «
تايتانيك» (1997) اشاره كرد.
اين فيلم 17 روز پس از نمايش توانست بیش از یک میلیارد دلار فروش کند و از اين نظر سريعترين فيلم تاريخ سينما در رسيدن به فروش يك ميليارد دلار شد. البته قبل از اکران فیلم، خبرنگاری که خبر داشت ساخت این فیلم خیلی بیشتر از تایتانیک هزینه داشته و چهار سال تمام هم وقت این کارگردان را گرفته، از کامرون پرسید: اگر فیلم در گیشه شکست بخورد چه اتفاقی میافتد؟
و او بلافاصله با خونسردی جواب داد: خیلی ساده است؛ یک گلوله توی مغزم خالی میكنم!
داوود قنبری
تاريخ : شنبه ۲۶ دي ۱۳۸۸
http://www.golagha.ir/weblogs/amplifier/?ty=20&id=3768